هشدار درباره «تبعیض آشکار» علیه علوم انسانی/ ارتباط دانشگاه و صنعت یکسویه است
راغب در گفتگو با خبرگزاری آنا توضیح داد که هدف اصلی از ترجمه این کتاب، فاصلهگشایی بین دانش نظری و نیازهای عملی جامعه بوده است. او میکوشد تا محتوایی ارائه دهد که تنها برای پر کردن صفحات رزومه نباشد، بلکه بتواند در پروژهها و تحقیقات واقعی کاربرد یابد و راهکارهای عینی برای کاهش نابرابری دیجیتال در جامعه ارائه دهد. با این حال، فرایند ترجمه با چالشهایی همچون دسترسی محدود به منابع بهروز، عدم حمایت ساختاری و مشکلات صنعت نشر در ایران همراه بوده است.
نکته قابل تأمل، عدم پیگیری جوایز جشنواره پس از اعلام نتایج است؛ بهگفته راغب، فرایند اداری تخصیص و پرداخت جوایز همچنان در دست اجرا مانده و این موضوع نشاندهنده ضعف در حمایت عملی از پژوهشگران جوان است.
نگاه یکسویه به «ارتباط دانشگاه و صنعت»
یکی از جنجالیترین بخشهای اظهارات راغب، نقدش به مفهوم رایج «ارتباط دانشگاه و صنعت» بود. او این رویکرد را ذاتاً یکسویه و مبتنی بر ذهنیت دانشآموختگان علوم مهندسی خواند که در تفکر اغلب مسئولان کشور نیز ریشه دوانده است. راغب تصریح کرد: «بسیاری از علوم انسانی آنچنان ربطی به صنعت ندارند و بیشتر به جامعه و مسائل اجتماعی مربوط میشوند. بنابراین باید پرسید چگونه میتوان بین دانشگاه و جامعه ارتباط قدرتمند برقرار کرد، نه صرفاً دانشگاه و صنعت.»
او افزود که غفلت از علوم انسانی تنها به حوزه سیاستگذاری محدود نمیشود، بلکه در تحصیلات خود مقامات نیز مشهود است. این غفلت بهتدریج به تبعیض آشکار تبدیل شده و علوم انسانی رهاییبخش که میتواند به حل مسائل کلان جامعه کمک کند، نهتنها مورد بیتوجهی قرار میگیرد، بلکه گاه سرکوب نیز میشود.
شاخصهای نامتناسب و فرار مغزها
راغب در بخش دیگری از اظهاراتش، معیارهای ارزیابی در نظام آموزشی کشور را به شدت نقد کرد. او اشاره کرد که شاخصها و رتبهبندیها عمدتاً مبتنی بر الگوهای علوم فنی و پزشکی طراحی شدهاند و دستاورد پژوهشگران علوم انسانی با همان ملاکهای غیرانسانی سنجیده میشود. این ناهماهنگی، همراه با کیفیت پایین نشریات داخلی که گاه مبتنی بر رانت و پارتیبازی است، باعث شده پژوهشگران ترجیح دهند در مجلات خارجی مقاله منتشر کنند.
او هشدار داد که برخلاف تبلیغات رسمی، حمایت از پژوهشگران واقعی متناسب نیست و نشانه این واقعیت، آمار بالای فرار مغزها و پشیمانی کسانی است که در کشور ماندهاند. راغب با انتقاد از تمرکز صرف بر شاخصهای کمی، گفت: «بودجه و منابع ناکافی، رانت دانشگاهی و عدم توجه به کیفیت، باعث شده پژوهشها بیشتر روی کاغذ باشند تا حل مسائل واقعی جامعه.»
راهحل: رویکرد مسئلهمحور به جای نمایشگری
در پایان، راغب توصیه کلیدی خود را به دانشجویان و پژوهشگران جوان اینگونه بیان کرد: «ابتدا از خود بپرسید آیا کاری که انجام میدهید به درد کسی میخورد؟» او تأکید کرد که تلاش برای اثرگذاری واقعی سختتر است و کمتر حمایت میشود، اما ارزشش بیشتر از پر کردن صفحات رزومه و افزایش آمار دانشگاه است.
برای توسعه فرهنگ پژوهش، راغب پیشنهاد کرد به جای تمرکز صرف بر نظریهها، رویکرد مسئلهمحور و کاربردی ترویج یابد. او معتقد است کارگاههای عملی، حمایت از ترجمههای علمی کاربردی و معرفی نمونههای موفق میتواند انگیزه واقعی برای پژوهشگران جوان ایجاد کند؛ انگیزهای که امروزه در سایه بیتوجهی ساختاری به علوم انسانی، به سختی پدیدار میشود.
انتهای پیام/
