عبور از «آشوب کور» به «منطق گفتوگو»؛ احیای نسخه فراموششده «کرسیهای آزاداندیشی»
به گزارش خبرگزاری آنا، همزمان با تأکید نهادهای نظارتی بر برخورد قاطع با هنجارشکنان در دانشگاهها، صدای واحدی از پاستور تا بهارستان و شورای عالی انقلاب فرهنگی به گوش میرسد که بر یک راهکار راهبردی اما فراموششده تأکید دارد: «کرسیهای آزاداندیشی». در حالی که بیانیه اخیر دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، توهین به نمادهای ملی را خط قرمز دانسته، مقامات ارشد نظام معتقدند تنها راه خشکاندن ریشه خشونت و هدایت هیجانات دانشجویی، باز کردن مجراهای قانونی برای گفتوگو است. اما چرا این کرسیها تاکنون پا نگرفتهاند و الزامات احیای آن چیست؟
آسیبشناسی فرهنگی: وقتی «تخیلِ مجازی» جای «تعقلِ ملی» را میگیرد
حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در واکاوی ریشههای حوادث اخیر، انگشت اتهام را به سمت کمکاریهای فرهنگی و غفلت از فضای مجازی نشانه میرود. او معتقد است که فضای مجازی با ایجاد نوعی «فردگرایی مفرط»، دانشجویان را از هویت جمعی و ملی دور کرده است.
خسروپناه با انتقاد از وضعیت موجود میگوید: «اصولاً فضای مجازی تخیلساز است تا تعقلگرا؛ لذا برخی افراد در یک دنیای خیالی به سر میبرند و تصور میکنند با ورود دشمن به آرامش میرسند. این غفلت زاییده همان تخیلگرایی و فردگرایی است که باعث میشود فرد حتی حاضر باشد به دشمن کشورش چراغ سبز نشان دهد.»
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی راهکار خروج از این وضعیت را بازگشت مسئولان به میان دانشجویان میداند: «اگر روحانیون و مسئولین نهاد رهبری در دانشگاهها ارتباطشان را با خوابگاهها بیشتر کنند و باب گفتوگو باز شود، بسیاری از این گرهها باز خواهد شد. طبق سند دانشگاه اسلامی، وزیر علوم مسئول اجرایی شدن این سند است و وقتی از اسلامی شدن حرف میزنیم، منظور همین است: کرسی آزاداندیشی باشد، گفتگوی آزاد باشد تا راحت و با منطق نقد کنند.»
نگاه دولت: اعتراض نشانه حیات است، آشوب نشانه انحراف
در سوی دیگر میدان، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با تفکیک قائل شدن میان «اکثریت دانشجویان علمآموز» و «اقلیت هنجارشکن»، بر لزوم شنیده شدن صدای اعتراض تأکید میکند. او صراحتاً اعلام کرده است که سرنوشت صدها هزار دانشجو نباید قربانی رفتار عدهای معدود شود.
رئیسجمهور با یادآوری تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر برگزاری کرسیهای آزاداندیشی، دیدگاه متفاوتی نسبت به مقوله اعتراض دارد: «اعتراض نشانه زنده بودن جامعه است؛ جامعهای که در آن صدا بلند میشود و مطالبات مطرح میگردد، جامعهای پویاست. ما آمادگی داریم در دانشگاهها حضور یافته و مستقیماً با دانشجویان گفتوگو کنیم. وزرا نیز باید در دانشگاهها حاضر شوند.»
پزشکیان معتقد است راهکار مقابله با رادیکالیسم، بستن دهانها نیست، بلکه هموار کردن مسیر تعامل است: «وظیفه ماست که با شنیدن صداها، برای حل مسائل اقدام کنیم.»
شرط وزیر علوم: تضمین «امنیت» و «اثربخشی» برای منتقدان
اما چرا با وجود این همه تأکید، دانشجویان رغبت کمی به این کرسیها نشان دادهاند؟ حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، پاسخ این سوال را در دو کلیدواژه جستجو میکند: «امنیت» و «احساس اثرگذاری».
وزیر علوم با پذیرش تلویحیِ کاستیهای گذشته، وعده میدهد که فضا تغییر خواهد کرد: «اگر دانشجویان احساس امنیت و اثربخشی کنند و مطمئن شوند اظهار نظراتشان مؤثر است و برایشان هزینه ندارد، قطعاً در این کرسیها شرکت خواهند کرد.»
صدای دانشگاه: «تریبون بدهید تا فریاد نزنیم»
در کفِ دانشگاه، جایی که التهابات اخیر رخ داده است، اساتید و دانشجویان نیز نظراتی همسو اما با چاشنی دغدغههای اجرایی دارند. در ادامه گفتوشتودهای قبلی، نظر تنی چند از دانشگاهیان را درباره این راهکار جویا شدیم:
دکتر م. جلالی، استاد حقوق می گوید: «وقتی دانشجو مجرای قانونی برای فریاد زدنِ نقدش نداشته باشد، این انرژی متراکم به شکل توهین به پرچم یا شعارهای ساختارشکن در حیاط دانشگاه تخلیه میشود. قانون اساسی و آییننامههای انضباطی ظرفیت برگزاری تجمعات قانونی و کرسیها را دارند، اما سلیقههای مدیریتی تاکنون مانع شدهاند. حرف آقای پزشکیان و خسروپناه درست است، اما نیاز به ضمانت اجرایی دارد.»
سینا، دانشجوی مهندسی (که منتقد وضعیت موجود است) عنوان می کند: «ما حرف برای گفتن زیاد داریم. مشکل اینجاست که میترسیم اگر پشت میکروفون تریبون آزاد برویم، فردا کمیته انضباطی احضارمان کند. اگر آقای وزیر تضمین میدهد که “نقد” با “جرم” یکی گرفته نشود، ما اولین نفراتی هستیم که به جای شعار دادن، پشت میز مذاکره مینشینیم.»
فاطمه، دانشجوی دکتری بیان می کند: «کرسی آزاداندیشی نباید نمایشی باشد. اینکه دو نفر بیایند حرف بزنند و بروند و هیچ تغییری در سیاستها ایجاد نشود، فایده ندارد. همانطور که رئیسجمهور گفتند، اعتراض باید شنیده شود تا مؤثر باشد. اگر این فضا باز شود، بساطِ کسانی که دنبال آشوب و تخریب هستند خودبهخود جمع میشود، چون دانشجو میفهمد راه بهتری برای پیگیری مطالباتش دارد.»
با این حال به نظر میرسد پازلِ مدیریت فضای دانشگاه در حال تکمیل است. قطعه اول، «برخورد قاطع با هنجارشکنان و توهینکنندگان به مقدسات» و قطعه دوم، «گشودن باب گفتوگو و کرسیهای آزاداندیشی» (با تضمین رئیسجمهور و وزیر علوم) است. اکنون توپ در زمین روسای دانشگاههاست تا ببینند آیا میتوانند این استراتژی دوگانه «قانونمداری» و «آزادی بیان» را اجرایی کنند یا خیر.
انتهای پیام/
