تقیراد: دانشگاهها باید از حالت «نگهدارنده» به حالت «مولد» تغییر وضعیت دهند
به گزارش خبرگزاری آنا، ارتباط دانشگاه با صنعت، دیگر یک گزینه تشریفاتی نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای توسعه پایدار و امنیت ملی است. در نگاه نوین، هسته اصلی این تعامل نه در تعاملات بیرونی، بلکه در خروجیهای توانمند دانشگاه یعنی سرمایههای انسانی نهفته است؛ دانشآموختگانی که ضامن استمرار و نوآوری در صنایع حیاتی کشور هستند. با این حال، شکوفایی کامل این ظرفیت نیازمند عبور از ارتباطات سنتی و فردی و استقرار یک معماری سازمانی نوین است که شامل زیرساختهای فناورانه، مدیریت مالکیت فکری و تأمین مالی پایدار از طریق «مولدسازی» است.
بر همین اساس؛ خبرنگار آنا در گفت و گوی تفصیلی با حمیدرضا تقی راد رئیس دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی به تشریح جزئیات بیشتر تعامل صنایع با دانشگاهها پرداخته که در ادامه میخوانید.
در تحلیل ظرفیتهای دانشگاه در حوزه ارتباط با صنعت و جامعه، معمولاً چه مؤلفههای کلیدی را مهم میدانید؟
به نظر من میتوان ظرفیتهای اصلی دانشگاه را در چهار محور مهم خلاصه کرد. اما باید تأکید کنم که مهمترین و حیاتیترین ظرفیت، سرمایههای انسانی دانشگاه است. اغلب وقتی صحبت از ارتباط صنعت و دانشگاه میشود، ذهنها به سمت تعاملات بیرونی هدایت میشود، اما هسته اصلی، دانشآموختگان ما هستند. دانشجویان و فارغالتحصیلان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، ظرفیت عظیمی برای آینده صنعت ایجاد میکنند و محور اصلی فعالیت دانشگاه باید تأمین این نیروهای توانمند باشد.
دانشگاه، ضامن امنیت صنایع حیاتی
اگر به گذشته نگاه کنیم، بخش بزرگی از کارشناسان صنایع حیاتی ما از نفت و راهسازی تا صنایع مختلف توسط کارشناسان خارجی تأمین میشدند. اما امروز، به برکت خروجی دانشگاهها، این امر به یک امر بدیهی و حیاتی تبدیل شده است که شاید قدر آن را نمیدانیم. البته باید یادآور شد که اساتید، اعضای علمی و کارکنان دانشگاه نیز در کنار دانشجوها، نقش آفرینان اصلی هستند.
معماری جدید دانشگاه برای پیوند استراتژیک با صنعت
ظرفیت دوم، زیرساختها، آزمایشگاهها و تجهیزات موجود در دانشگاه است که پتانسیل عظیمی برای ارائه خدمات به صنعت و جامعه دارند. دو مورد دیگر که ظرفیت بسیار خوبی دارند، اما کمتر به آنها پرداخته میشود، شامل «مالکیت فکری و دانش فنی انباشته شده در دانشگاه» و «اصلاح ساختار ارتباطات» است. معمولاً تعاملات افراد (چه دانشجویان، چه کارشناسان، چه اعضای علمی) با صنعت به صورت سنتی و فرد به فرد است. ما در دانشگاه بر این باوریم که این ارتباطات باید به صورت سازمانی و ساختاریافته ایجاد شوند.
در مسیر ایجاد ساختارهای ارتباطی سازمانی، آیا پروژههایی برای ظرفیتسازی در حال اجراست؟
بله، در حال حاضر سه پروژه بسیار موفق را نه صرفاً به عنوان کار، بلکه به عنوان یک ظرفیتسازی مناسب پیش میبریم. پروژه اول، «توسعه مراکز نوآوری و ارتباط با صنعت به صورت موضوعی» است. این سازوکار به دانشگاه اجازه میدهد تا به صورت دوقسمتی یا سهبخشی (شامل دانشگاه، یک صنعت هدف، یا یک مرکز تحقیقاتی و یک صنعت مرتبط) همکاری را تعریف کند. خوشبختانه ۵ مرکز نوآوری در سال گذشته تا امروز ایجاد شده است؛ برخی از آنها وارد پروژههای عملیاتی شدهاند و برخی دیگر در مراحل بنیانگذاری، ایجاد فضای فیزیکی و سازوکار اجرایی قرار دارند.
موفقیت دوگانه دانشگاه در پیادهسازی AI برای وزارت نیرو و گردشگری
پروژه دوم، «دستیار هوشمند وزرا» است. این پروژه به صورت عملیاتی و با حمایت معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری در حال اجراست و هدف آن استفاده از هوش مصنوعی برای روان کردن فعالیتهای قانونی و حرفهای در سطح وزرای مختلف کشور است. ما مفتخریم که تنها دانشگاهی هستیم که دو طرح برای دو وزارتخانه نیرو و گردشگری را در حال انجام داریم که مراحل اولیه آن انجام شده و اکنون در فاز دوم اجرایی قرار دارد.
۲۲ پروژه منتخب، سکوی پرتاب دانشگاه و معاونت علمی برای خلق کسبوکارهای نوآور
پروژه سوم، میزبانی طرح هدایت توسعه اعتبارات فناوری «هاتف» است. در این طرح، از بین ۷۲ تا ۷۳ پروپوزال رسیده، ۲۲ پروژه مرتبط با صنعت با نگاه نوآورانه انتخاب شدهاند. فاز اول این پروژهها انجام شده و هدف طرح هاتف این است که با حمایت دانشگاه و معاونت علمی، شرکتهای جدیدی بنیانگذاری شوند تا بتوانند از مرحله دره مرگ (مرحله اولیه شکست کسبوکار) عبور کرده و خدمت مستقیمی به جامعه داشته باشند.
با وجود این ظرفیتهای نرمافزاری و سازمانی، چالشهای فیزیکی و زیرساختی چقدر بر فعالیتها سایه انداختهاند؟
مسلماً همانند تمام دانشگاههای کشور، به خصوص دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی نیز با تنگناهای فضاهای فیزیکی و آزمایشگاهی مواجه است و امکان توسعه مستقل محدودی دارد. به همین دلیل، ما رویکرد توسعه را در مسیر استفاده از کنسرسیومها و هماهنگی با سازمانهای مختلف دنبال کردهایم.
در این زمینه، چه همکاریهای بینسازمانی برجستهای شکل گرفته است؟
حدود پنج سال پیش، کنسرسیوم UT۵ با پیشنهاد دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی و دانشگاه علم و صنعت ایران شکل گرفت. خوشبختانه امسال، پنج دانشگاه صنعتی برتر کشور همچنان فعالیت خود را در این کنسرسیوم ادامه میدهند که بیشتر بر حوزه امور بینالملل متمرکز بود، اما امروزه این هماهنگیها در حوزههای آموزشی، پژوهشی و صنعتی نیز در حال تعمیق است.

علاوه بر این، در همین یک سال گذشته، همکاری با منطقه ویژه اقتصادی پیام ایجاد کردهایم که ظرفیتهای بسیار خوبی برای توسعه سازوکارهای مربوطه دارد. امیدواریم بتوانیم در سال آینده، پردیس خودگردان خود را در آنجا مستقر و دانشجویان و متخصصین را در آنجا متمرکز کنیم. همچنین، همکاری با سایر پارکهای علم و فناوری کشور که دارای ظرفیتهای بالایی هستند، مانند پارک علم و فناوری پردیس، در دستور کار قرار دارد.
چهار محور توانمندسازی دانشگاه، از جذب سرمایه تا چالش مالکیت فکری
در ادامه مباحث مربوط به مراکز نوآوری، فعالیتهای دانشگاه در حمایت از شرکتهای فناور و توسعه مرکز رشد خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
توسعه مرکز رشد و حمایت از شرکتهای فناور، بخشی از استراتژی ما برای عملیاتی کردن ظرفیتهاست. ما تفاهم نامههایی با پارکهای علم و فناوری متعدد، از جمله پارک پردیس، داریم و امیدواریم بتوانیم یک نگاه بلندمدت را محقق کنیم و در نهایت به ایجاد و احداث کمپ دانشگاهی در این مراکز دست یابیم.
برای عملیاتی شدن این ظرفیتها و حمایت از شرکتها، تأمین منابع مالی و گردش سرمایه در دانشگاهها چگونه مدیریت میشود؟
توسعه این ظرفیتها نیازمند «باروت» است و منظور ما از باروت، سرمایه مالی در گردش است. در دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، صندوق پژوهش و فناوری چند سالی است که به عنوان بازوی مالی دانشگاه عمل میکند. در سال گذشته، ما موفق شدیم با حمایتهای سازمانها و صنایع مختلف، سرمایه قابل توجهی را در این صندوق برای حمایت از فناوران ذخیره کنیم.
آیا رویکرد دانشگاه در مدیریت داراییها در حال تغییر است؟ آیا از مفهوم «مولدسازی» فراتر رفتهاید؟
دقیقاً. مدیریت داراییهای دانشگاه باید از رویکرد سنتی «نگهدارنده» به رویکرد «مولد» تبدیل شود. مولدسازی یک بحث رایج است، اما وضعیت ما فراتر از آن است. دانشگاههای بزرگ منابع مالی زیادی به صورت ثابت در اختیار دارند، اما، چون فضای مدیریت دانشگاهها بر مبنای مدیریت دولتی تعریف شده، پویایی لازم، هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ فکری، ایجاد نمیشود. ما باید از شکل ایستا به شکل پویا تغییر کنیم.
گام نهایی دانشگاه برای تبدیل منابع ساکن به منابع مولد
چه سازوکار قانونیای برای این تحول در نظر گرفتهاید؟
یکی از مهمترین سازوکارهایی که در قانون پیشبینی شده، تأسیس سازمان توسعه و سرمایهگذاری دانشگاهی است. این سازمان باید به عنوان یک بازوی اجرایی متخصص، وظیفه مدیریت داراییهای دانشگاه را بر عهده بگیرد. این داراییها فقط فیزیکی نیستند؛ بلکه شامل سرمایههای انسانی و مشارکت دانشگاه در شرکتهای اقتصادی نیز میشود. این سازمان میتواند بازوی اجرایی برای مولدسازی و تبدیل منابع ایستا به منابع پویا باشد و حضور ما را در بازارهای سرمایه داخلی و بینالمللی تقویت کند. ما خوشحالیم که اساسنامه این سازمان در آخرین هیئت امنا به تصویب رسید، اما مسیر توسعه آن هموار نیست؛ زیرا نیازمند اخذ مجوزهای هیئت دولت است. امیدواریم در چند سال آتی این سازمان به شکل اجرایی درآید.
بحث مدیریت مالکیت فکری قدیمیتر از سازمان توسعه سرمایهگذاری است، چرا که مباحث فناوری به مرحله رشد و بلوغ رسیدهاند. چالش اصلی ما، کمبود سازوکارهای قانونی لازم برای حفظ و صیانت از مالکیتهای فکری است. با وجود اینکه ظاهر قضیه وجود دارد، باطن امر نشان میدهد که در کشور، ساختارهای قانونی لازم برای حمایت کامل از مالکیت فکری وجود ندارد. ما به کپیرایت یا حق مالکیت فکری به آن شکلی که باید، هنوز اعتقاد فرهنگی و قانونی کامل پیدا نکردهایم.
مثال بسیار جالبی وجود دارد؛ از زمانی که زمینها دارای سند منگولهدار شدند، ارزش فیزیکی زمین حفظ شد و قابلیت تجارت و سرمایهگذاری پیدا کرد. در کشور ما، عرصههای فیزیکی وسیعی داریم، اما پهناوری بسیار بزرگتری در زمینه فکر و ایده وجود دارد که هنوز فاقد «سند منگولهدار» و ساختار مناسب برای حفظ و صیانت هستند. این عدم اطمینان باعث میشود که فناوران ما یا از ورود به گردونه ثبت و ضبط مالکیت فکری خودداری کنند، یا اگر هم اقدامی کنند، اعتمادی به حمایتهای قانونی برای صیانت از آن نداشته باشند. فعالیت گسترده در این حوزه برای شکوفایی واقعی ضروری است.
گذار دانشگاه به مدیریت دادهمحور و سه گام عملی برای شفافسازی
در ادامه بحث تحول مدیریتی، اشاره کردید که ساختار دانشگاهها نیازمند تغییر رویکرد از مدیریت سنتی به رویکردی مدرن و دادهمحور است. منظور دقیقاً چیست و چقدر در این زمینه پیشرفت کردهاید؟
کاملاً درست است؛ مدیریت امروز دانشگاه، یک مدیریت دادهمحور است. سبک و سیاق مدیریت با روش سنتی کاملاً دگرگون شده و ما باید از فضای دادهها به شکل مناسبی استفاده کنیم و از ابزارهای گسترده مبتنی بر داده، که امروزه با هوش مصنوعی سنجیده میشوند، بهره ببریم. عملیاتی کردن این دیدگاه مستلزم وجود داشبوردهای مدیریتی و دستیارهای هوشمند برای مدیران است که بتوانند دادهها را به شکلی مرتبط و بهروز دریافت کنند.
نه تنها در دانشگاه ما، بلکه در بسیاری از سازمانهای بزرگ و مردمنهاد، اعتماد و ارتباط مناسب با دادهها و بهروزرسانی آنها به شکل مطلوبی انجام نمیشود؛ چه در مورد دادههای فیزیکی و منابع مادی و چه در منابع و سرمایههای انسانی. این کار بسیار بزرگی است، اما این تغییر رویکرد از روش سنتی به مدرن، فضای اثربخشی ایجاد خواهد کرد.
شما به سه اقدام عملی در دانشگاه در راستای تحقق این رویکرد مدرن اشاره کردید. لطفاً این اقدامات را تشریح فرمایید.
ما در این حوزه سه اقدام کلیدی را آغاز کردهایم؛ «تکمیل سازمان توسعه و سرمایهگذاری» به عنوان اولین مسئله که فاز اول آن انجام شده و به عنوان سازوکاری برای حمایت از داراییهای دانشگاه مطرح است.

«تأسیس بنیاد خیرین و بنیاد خواجه نصیر» به عنوان دومین مسئله میتواند سازوکاری مناسب برای جذب منابع و حمایتهای جانبی فراهم کند تا بتوانیم کار را به شکل مطلوبتری دنبال کنیم.
«راهاندازی کمیته اقدام شفافسازی دادههای کلان دانشگاه» سومین مسئله است و با توجه به اهمیت داده، ما با نگاهی مبتنی بر خرد جمعی و استفاده از توانمندیهای موجود در دانشگاه، این کارگروه را تشکیل دادیم تا حداقل در لایههای کلان، دادههای شفافی در دسترس باشد.
انتشار دادههای کلان دانشگاه چه مزایایی میتواند داشته باشد؟
ما در مورد انتشار این دادهها بر روی سایت دانشگاه ابایی نداریم؛ زیرا اطلاع از دادههای کلان برای همه ذینفعان، چه مدیران، چه دانشجویان (به عنوان صاحبان دانشگاه)، و چه کارکنان، بسیار مهم است. این شفافیت باعث میشود افراد متوجه شوند که چرا برخی اقدامات عملیاتی با چالش مواجه هستند و در عین حال، میتوانند در ارائه راهکارها کمک کنند. یکی از دستاوردهای این کمیته، تدوین سالنامه آماری دانشگاه است که به زودی منتشر خواهد شد. این سالنامه، تمام دادههای کلان دانشگاه را به صورت مکتوب، شفاف و در دسترس همه قرار میدهد.
بله، ما این مسیر را چند مرحلهای میبینیم. در مراحل بعدی لازم است که فرآیندهای دانشگاه، هزینههای دانشگاه، درآمدهای دانشگاه و شکلهای مختلفی که میتواند در ظرفیتسازی کمک کند، در این برنامه مورد توجه و پوشش کامل قرار گیرند تا مدیریت دادهمحور ما به سطح بالاتری برسد.
انتهای پیام/
